تبليغاتX
اینجا اخر خط نیست

چگونه اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاريخ: دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت :15:24
* آگاه باشيد كه ارزش شما به عنوان يك انسان بستگي به داشتن وزن ايده آل، زيركترين و باهوشترين بودن، مشهوربودن، محبوب ترين بودن، سريع ترين بودن، بالاترين نمره و يا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترين بودن، خوش لباس ترين بودن، بهترين خانه و ماشين را داشتن و بهترين دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگي دارد. * توانايي ها، استعدادها و موفقيتهاي خود را جشن بگيريد. * خود را به خاطر اشتباهاتي كه مرتكب گشته ايد عفو كنيد. * بروي نقاط ضعف خود تمركز نكنيد. هر انساني نقاط ضعف خاص خود را دارد. * با حقوق فردي خود آشنا شده و از آنها پيروي كنيد. * از تحقير و سرزنش خود دوري كرده و مثبت انديشي را فرا گيريد. * خود را بر اساس يك سري استانداردهاي منطقي و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهيد. * ياد بگيريد كه شما يك انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصميم گيريهاي زندگيتان ميباشيد. * بياموزيد كه با پشتكار و سماجت قادر خواهيد بود به موفقيت دست يابيد. * بياموزيد كه شما نيازي به تلاش بي وقفه براي كامل گشتن نداريد. * خودتان تعيين كننده
نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت :15:17
سلام سعید جان اخرش از شر این کنکور لعنتی هم خلاص شدیم چقدر سخت بود خب بایدم سخت باشه به هر حال کاردانی به کارشناسیه دیگه(پذیرش کم و شرکت کننده تا دلت بخواد راستی اگه امسال درست تموم شد و قصد شرکت داشتی بهت توصیه میکنم که از کتابای مدرسان استفاده نکن اگه استفاد میکنی باید کلاساشم بری من خودم از گسترش علوم پایه استفاده کردم عمومی بالای 50 میزنم تخصصی هم بالای40
در ضمن 16 اذر نزدیکه ( روز تولدم یادت نره)
نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
چقدر سخته
تاريخ: یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت :2:9
چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشقتو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه ونفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد باز سرتو به دیواری تکیه بدی که تموم وجودت زیر اوار غرورش له شده

جقدر سخته تو خیالت ساعتهاباهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش جز سلام چیزی نتونی بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته گل ارزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اروم زیر لب بگی :

گل من باغچه نوع مبارک

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
بر گرفته از( اگه باشی....
تاريخ: یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت :0:17

عاشقانه در زمانهای قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود.فضیلتها و تباهی ها در همه جا شناور بوده آنها از بیکاری کسل و خسته شده بودند.

روزی همه ی فضا یل و تبا هی هادور هم جمع شده بودند خسته و کسلتر از همیشه ناگهان زکاوت ایستاد و گفت :بیاید بازی کنیم مثل غایم باشک.

همه از این پیشنهاد شاد شدند.و دیوانگی فریاد زد من چشم می گذارم.من چشم می گذارم و از آن جایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوا نگی بگردد همه قبول کردند او چشم بگذارد و دنبال آنها بگردد.

دیوانگی جلو درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد...یک....دو...سه...

همه رفتند تا جایی پنهان شوند!



لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد.خیانت داخل انبو هی از زباله پنهان شد .اصالت در میان ابرها مخفی گشت.هوس به مر کز زمین رفت. دروغ گفت:زیر سنگی پنهان می شوم اما به ته دریا رفت.طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی گشت و دیوانگی مشغول شمردن بود...79...80....81 همه پنهان شده بو دند به جز عشق که همواره مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد و جای تعجب نیست چون همه می دانیم که پنهان کردن عشق مشکل است.در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید...95...96...هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در بین یک بوته گل رز پنهان شد .دیوانگی فریاد زد دارم میام  دارم میام.واولین کسی که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلیش آمده بود در جایی پنهان شود.و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.دروغ ته دریا. هوس در مر کز زمین.یکی یکی را پیدا کرد .به جز عشق. از یافتن عشق نا امید شده بود. حسادت در گوشش زمزمه کرد تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته ی گل رز است.دیوانگی شاخه ی چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد آن را در بو ته ی گل رز فرو کرد و دوباره..دوباره تا با صدای نا له ای متوقف شد. عشق از پشت بوته بیرون آمد.با دستهایش صورت خود را پوشاند و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون زد.شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند. او کور شده بود.

دیوانگی گفت:من چه کردم چگونه می توانم تو را درمان کنم."

عشق پاسخ داد:"تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی راهنمای من شو"

و این گونه است که:

"ازآن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست".

 

نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت :1:31
خدايا كساني كه خود عشق را به انها هديه كردي مگر ميشود به تو عشق نورزند

وقتي با چشام دارم ميبينم كه ادما دارن الكي به هم عشق ميورزند يا به صورتي از ان سو استفاده ميكند از خالقش شرم دارم  خدايا يعني اين مردم پست نميدانند كه عشق راهش با هوس جداست نميدانند كه براي رسيدن به هوس نبايد از عشق كمك بگيرند نميدانند كه براي نابود كردن نطفه هاي خود نبايد چيزي به عشق بگويند.

باور كنيد اگه ميخواين خودتونو از فشارهاي كمري خلاص كنيد راه هاي زيادي هست ديگه چرا به بهونه عشق و دوست داشتن ميخواين به هر روشي كه شده از طرف مقابلتون سو استفاده كنيد.

اين طوري به من نگاه نكنيد با شما نيستم با اونايي هستم كه دوست دارن به همه چيز لگد بزنن.

ببخشيد كه خيلي رك صحبت كردم.

بدرود

نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
کاشکی
تاريخ: سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت :16:1
سلام

ببخشید کا دیر اپ دیت میکنم باور کنید نوشتن هم انگیزه میخواد.

کاشکی میشد ما ادما به دلامون یه فرصتی بدیم کاشکی میشد که با دلمون رفیق باشیم کاشکی میشد با هاش حرف بزنیم بهش میگفتیم که چقدر دوسش داریم کاشکی میشد دلمونو با خدا واسه یه لحظه هم که شده تنهاش بذاریم کاشکی شکستن رو به دلمون هرگز یاد نمیدادیم و حالا که  یاد دادیم حد اقل شکسته های دلمونو بیرون نریزیم...

اصلا ای کاش کلمه ای به نام کاشکی وجود نداشت.

کاشکی کاشکی نبود.

نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
اینم که مثل منه(برهان) مگه نه؟؟؟
تاريخ: یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 ساعت :16:30
دارم منفجر می شم. دیگه حوصله ی ایستادن تو صف نون رو ندارم. دیگه حوصله ی ایستادن  پشت چراغ قرمز رو ندارم. از همه بدم می آد حتی از خودم تک تک سلولام از هم دیگه متنفرن . دیگه الکترونام دور پروتونام نمی چرخن . دیگه نوترونام به هسته هام قوت قلب نمی دن. قلبم برا خودش می زنه. چشام چیزایی رو می بینن که خودش می خوان. اینجا کجاس؟ آخر دنیا ؟ قیامت؟

تا حالا شده از پنجره ی اتاقت بیرون رو نیگا کنی .... اْ ه اتاق من که پنجره نداره !! اتاق من عین یه زندونه. اصلا پنجره می خوام چی کار که انفجار کثا فت ها رو ببینم . بذار اول حل مشکل کنم از این انبار گه خودم بعد می رم سراغ مهندسی گل و بلبل ....

زندگی مثل یه راه پله می مونه نه رو به بالا رو به پایین٬ رو به ته یه چاه . وقتی بچه ایم می بینیم همه دارن میرن پایین ما هم دنبال اونا می ریم پایین. یادمون میره خورشید بالا ی سر ماست . وقتی تازه تازه فهمیدیم چه غلطی کردیم . دیگه راه بر گشتی نیست . همه داریم میریم ته یه چاه فاضلاب. همه می دونیم داریم اشتباه می ریم ولی بازم می ریم . وقتی پیر شدیم می رسیم ته چاه و تازه می فهمیم بوی گند چاه از فساد جسد های خودمون بوده. همونجا می میریم ٬ فاسد می شیم ٬ فراموش می شیم .

حالا این منم بین راه دارم داد می زنم آهای اسپرم هایی که دارید غشا های تخمک ها رو پاره می کنید٬ نکنید این کارو ٬ نبندید اون نطفه های لعنتی رو . اهای جنین هایی که دارید واسه متولد شدن جر میدید رحم مادراتون رو ٬ بس کنید. اینجا سرده ٬ اینجا تاریکه ٬ بمونید تو همون زندون قرمز عشق مادری ....

نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
شعر زیبائی از نیکو
تاريخ: یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 ساعت :1:27
چه سستی بی پایانی ! ...
و مرگ چه تیره به انتظار نشسته که روشن کند
تمامی داستان را فکر نکنی که آسان است
خود بودن خود شدن خود ماندن خود دیدن
فکر نکنی که آسان است
نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
دریافت وضعیت آب و هوا از طریق SMS
تاريخ: یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 ساعت :1:21
یکی از امکاناتی که سازمان هواشناسی کشور فراهم نموده است ارسال آخرین وضعیت آب و هوا از طریق SMS است. برای دریافت آخرین وضعیت آب و هوا کافیست پیش شماره شهر خود (مثلا 021 برای تهران) را به شماره های 1000305 یا 09123055005 ارسال کنید. همچنین برای دریافت پیش بینی 24 ساعته وضعیت آب و هوا نیز کافیست پیش شماره شهر خود را بدون صفر ابتدای آن ( مثلا 21 برای تهران) ارسال کنید. شاید تنها ضعف این سیستم ارسال متن پیام به انگلیسی است که ممکن است تعداد افرادی که امکان استفاده کامل از وضعیت آب و هوا یا پیش بینی هواشناسی را از پیام دریافتی داشته باشند محدود کند. 

جهت تجربه این امکان کد 021 برای شماره 1000305 ارسال کردم که متن زیر را پس از مدت کوتاهی دریافت کردم.

CITY:Tehran
WEATHER:Dust
TEMP: 11.0 c
WindDIR: 0
WindSPD: 0 mps

TIME:
86/01/16
08:00
www.weather.ir

همچنین با ارسال کد 21 نیز پیام زیر را دریافت کردم

Forecast for Tehran
WEATHER: Partly,Cloudy,cloudy Tunderstorm
Min Tem: 7 c
Max Temp: 18 c

DATE: 86/01/15

نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
زن از دیدگاه شریعتی
تاريخ: یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 ساعت :1:5
بازم سلام

امروز داشتم کتابی از شریعتی(فاطمه فاطمه است) میخوندم که با یه مطلب جذاب روبه رو شدم

چهره زن:

در جامه و فرهنگ اسلامی سه چهره از زن داریم:

۱)چهره زن سنتی و مقدس ماب

۲)چهره زن متجدد و اروپائی ماب که تازه شرو به رشد و تکثیر کرده است

۳)چهره فاطمه و زنان فاطمه وار که هیچ وجه مشترکی با چهره ای به نام زن سنتی ندارد.

واقا دمت گرم دکتر

نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo

sevom blog